۱۳۸۶ اسفند ۷, سه‌شنبه


حرفهای من گلایه نیست این گریه یه مرده
مردی که یه عمره داره به گریه هاش میخنده
****************************
تاوان چیو پس میدم دیگه دارم کم میارم
این دنیا پیشکشه خودتون من دیگه طاقت ندارم
****************************
دیگه میرم و میمیرم وبهونه نمی گیرم
می خوام زیر خاک بخوابم شاید آرامش بگیرم

من هم دچار این درمان شدم


اپشت این پنجره ها دل میگیره ، غم و غصه دل و تو می دونی
وقتی از بخت خودم حرف می زنم ، چشام اشک بارون می شه ، تو می دونی
عمریه غم تو دلم زندونیه ، دل من زندون دار ، تو می دونی
***
هرچی بهش میگم تو آزادی دیگه ، میگه من دوست دارم ، تو میدونی
می خوام امشب با خودم شکفه کنم ، شکفه های دلمو تو می دونی
بگم ای خدا چرا بختم سیاست ، بخت من چرا سیاست ، تو می دونی
***
پنجره بسته میشه شب میرسه ، چشام آروم نداره ، تو می دونی
اگه امشب بگذره ، فردا میشه ، مگه فردا چی میشه ؟ تو می دونی
عمریه غم تو دلم زندونیه ، دل من زندون داره تو می دونی